وسواس مدیریتی

سال‌ها پیش، مشاور مدیرعامل یکی از شرکت‌های بزرگ در صنعت برق بودم؛ پس از مدت زمانی متوجه شدم که ایشان  نه تنها در در همه مسائل کلان سازمان فعالیت دارند بلکه در تمامی‌ جزئیات نیز مداخله می‌کنند؛ از طرفی هم دائما از کمبود وقت و مشغله زیاد و نرسیدن به امور شخصی و خانواده گله‌مند بودند. بعد از مدتی، در یک جلسه خصوصی به ایشان گفتم که شما وقتی در تمامی‌ تصمیمات حضور دارید و حتی بعد از تصمیم‌گیری هم ماجرا را قدم به قدم پیگیری می‌کنید، طبیعی است که وقت کم می‌آورید. پاسخ ایشان در آن مقطع باعث شد فی‌البداهه اصطلاحی را همانجا اختراع کنم که بعدها در کتاب تا مدیریت هم به این اصطلاح اشاره کردم. ایشان پاسخ دادند:

«در طول سال و به صورت روزمره همسرم خریدهای منزل را انجام می‌دهد اما وقتهایی که مهمان داریم من دلم شور می‌زند و خودم خریدها را انجام می‌دهم.»

پرسیدم وقتی همسرتان به صورت روتین، خریدها را انجام می‌دهند، مسلما از قیمت‌ها و کیفیت و محل مناسب برای خرید، بیشتر از شما اطلاع دارند و  می‌توانند خرید را بهتر از شما انجام دهند، اینطور نیست؟

جواب دادند:

«بله همینطور است اما من برای اینکه دلم آرام بگیرد خودم خرید می‌کنم!»

اصطلاح فی‌البداهه من درباره این موضوع این بود که:

 شما دچار وسواس مدیریتی هستید!

وسواس مدیریتی از نظر من یعنی حالتی که یک مدیر فکر می‌کند برای اینکه کاری به نحو مناسب انجام گیرد، باید خودش درگیر آن کار باشد حالا یا انجامش دهد و یا نظارت کاملاً مستقیمی‌ روی آن کار داشته باشد.

 بعدها متوجه شدم فقط مدیران نیستند که دچار چنین وسواسی هستند بلکه افراد غیر مدیر هم ممکن است چنین عارضه‌ای داشته باشند که چند نمونه را خدمتتان عرض می‌کنم:

  • پدر یا مادری که در تمام تصمیمات، فعالیت‌ها و جزئیات مربوط به فرزندش در تمامی‌ سنین دخالت می‌کند و نمی‌گذارد فرزندش، زندگی خود را تجربه کند. من در زمان دانشجویی در خوابگاه، افراد زیادی را دیدم که وقتی فشار والدین بالای سرشان نبود، دیگر درس نخواندند و کاملا معلوم بود که تا این مرحله را با فشار والدین آمده بودند.
  • فردی که در تمامی‌ امور همسرش با بهانه‌هایی مثل مشارکت یا تفاهم یا همکاری دخالت می‌کند؛ مثلاً آقایی را می‌شناسم که معتقد است به خاطر راحتی همسرش، تمامی‌ کارهای بیرون از خانه را انجام می‌دهد در حالی این آقا دانسته یا ندانسته با این کار، همسرش را از ارتباطات اجتماعی محروم ساخته است.
  • معلمی که در تمامی‌ جزئیات درس خواندن شاگردانش و حتی شیوه مطالعه آنها دخالت می‌کند.
  • فردی که برای رسیدن به هدفش، اکراه دارد از دوستش کمک بخواهد و ترجیح می‌دهد همه کارهایش را به تنهایی انجام دهد.

 در واقع کسی که وسواس مدیریتی دارد نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و کاری را به آنها بسپارد که این موضوع در مدیریت خودش را خیلی بیشتر نشان می‌دهد و باعث اختلالات و عوارض جبران ناپذیری در شرکت‌ها می‌شود.

​بگذارید یکی  از تجربه‌های خودم را با شما درمیان بگذارم. زمانی یک منشی داشتم که نامه‌هایم را تایپ می‌کرد. یادم می‌آید که هر نامه‌ای که تایپ می‌شد، پرینت می‌گرفت و برایم می‌آورد و من در هر بار تصحیح نامه‌ها، تعدادی اصلاح انجام می‌دادم و شاید به جرأت بتوانم بگویم که برای هر نامه به طور میانگین، چهار یا پنج دفعه نامه تغییر می‌کرد تا جایی که به این فکر افتاده بودم دیگر نامه‌ها را برای تایپ به او ندهم و خودم تایپ کنم تا در وقت صرفه جویی شود!

اما بر اساس همین نظریه وسواس مدیریتی، تصمیم دیگری گرفتم. یک روز صدایش کردم و گفتم من دیگر نامه‌ها را کنترل نمی‌کنم. لطفاً با مسئولیت خودتان ارسالش کنید. ابتدا می‌ترسید قبول کند اما به او اطمینان دادم که از عهده این کار بر خواهد آمد. جالب است که چند باری همان اوایل اشتباهاتی رخ داد اما در عوض، من سال‌ها از تایپ و اصلاح نامه‌ها آزاد شدم؛ در واقع تا وقتی که من نامه‌ها را اصلاح می‌کردم او از این بابت خیالش راحت بود که نامه‌ای دارای اشتباه به دست مشتری نمی‌رسد و بنابراین دقتش در تایپ کم می‌شد.

 

غلبه بر وسواس در مدیریت

 

چرا افراد دچار وسواس مدیریتی می‌شوند؟

 1- ایده‌آل‌گرایی (کمالگرایی)

اصولا افراد ایده آل‌گرا و به ویژه مدیران ایده‌آل‌گرا، می‌خواهند هر کاری بی‌نقص انجام شود‌ و به همین دلیل جرأت نمی‌کنند کارها را به دیگران واگذار کنند.

 دومین دلیل می‌تواند بی‌اعتمادی باشد. برخی از افرا به سختی به سایرین اعتماد می‌کنند‌، بنابراین نمی‌توانند کارها را به دیگران بسپارند.

2-  عدم اعتماد به نفس

مدیری که بر اساس شایستگی‌ها و توانمندی‌هایش در این جایگاه قرار نگرفته باشد و دائماً در ترس و هراس از دست دادن جایگاهش است و به همین دلیل نمی‌خواهد بهانه‌ای به دست کسی بدهد و تلاش می‌کند همه کارها را خودش به نحو احسن انجام دهد؛ البته این مدیران هم تقریباً به سایرین بی اعتمادند و از آنها می‌ترسند و یا به همکاران خود شک دارند.

باید به این نکته توجه کنید که وسواس مدیریتی تنها مختص مدیران نیست. این حالت می‌تواند بین همسران هم اتفاق بیفتد. فردی را درنظر بگیرید که دائماً در ترس از دست دادن همسرش است و احتمال دارد دچار این تیپ ویژگی‌ها شود و ذهنیتی وسواس گونه پیدا کند.

3- ضعف افراد در مهارت‌های ارتباطی مؤثر

کسی که نمی‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند و خواسته‌اش را به آنها بگوید یا از آنها کمک بگیرد، مجبور است همه کارها را خودش انجام دهد، این رفتار می‌تواند از کمرویی و رودربایستی و یا عدم عزت نفس نشأت گرفته باشد.

4- تمایل افراد به پرمشغله نشان دادن خودشان 

 برخی از افراد دوست دارند پر مشغله و شلوغ به نظر برسند و با این ویژگی ابراز وجود کنند، در واقع آنها با به نمایش گذاشتن پرمشغلگی، جلب توجه می‌کنند و از این امر لذت می‌برند؛ حتما دیدید افرادی را در دور و بر خودتان که هیچوقت برای مهمانی و تفریح و دورهمی‌های دوستانه یا خانوادگی وقت ندارند! در حالیکه این وقت نداشتن‌ها از عدم مدیریت است و نه مدیریت!

5- ذهنیت‌ها و باورهای نادرست مدیران

بسیاری از مدیران بر این باورند که ما همکاران خوب و توانمندی نداریم که از پس کارها بر بیایند و در نتیجه من مجبورم جور آنها را بکشم؛ همچنین والدینی که در خصوص هوش یا توانمندی فرزندشان چنین باورهایی دارند دچار وسواس‌هایی می‌شوند.

این مدیران غافلند از اینکه اولاً اصولاً چنین باورهایی فقط یک ذهنیت است و لزوماً درست نیست! ثانیاً وظیفه استخدام درست و توانمندسازی افراد بر عهده مدیر است و ثالثاً مدیر است که باید با توجه به شرایط و وضعیت فعلی همکارانش از آنها همکاری بگیرد. در رابطه با فرزندان هم موضوع به همین شکل است، هر انسانی دارای توانایی‌ها و استعدادهایی است که می‌تواند کشف و استخراج شود و این اصلا بهانه خوبی نیست که ما بدلیل کم‌هوشی یا  ناتوانی فرزندمان، او را هر روز ناتوان‌تر کنیم.

6- ضعف مدیریت و مهارت 

 از مدیریت و مهارت‌های مدیریتی بویی نبرده باشد و آگاهی و تجربه لازم را نداشته باشد، مدیری که مدیریت نداند طبعاً سیستم دادن به سازمانش را انجام نمی‌دهد و مسلماً به درستی نمی‌تواند با شاخص‌گذاری، سیستمش را ارزیابی کند در نتیجه مجبور است خودش بالای سر همه کارها باشد. دقیقا مثل معلمی‌ که به جای امتحان و ارزیابی بخواهد از میزان مطالعه دانش آموزانش سر در بیاورد.

 

وسواس در مدیریت چیست

 

عوارض وسواس مدیریتی چیست؟

وسواس مدیریتی تنها یک ویژگی بد مدیریتی نیست، این مشکل می‌تواند ما و اطرافیانمان را دچار عوارض کنید که درمانی هم ندارند. من در ادامه به سه مورد از مهم‌ترین عوارض وسواس مدیریتی اشاره می‌کنم:

 1-  افرادی که با ما یا در کنار ما و یا برای ما کار می‌کنند، هیچ‌وقت قوی نمی‌شوند‌، در واقع فردی که وسواس مدیریتی دارد، قادر نیست دیگران را توانمند کند؛ بنابراین، همیشه اطراف آنها پر از افراد ضعیف است. افراد قوی هم در کنار چنین فردی طاقت نمی‌آورند و نمی‌مانند.

 2- چنین مدیرانی، اصولاً همیشه شلوغ و پر مشغله هستند و نمی‌توانند به امور شخصی و خانوادگی خود برسند، این در حالیست که زندگی ما چند بعدی است و نه تک بعدی. نپرداختن به خانواده و نداشتن اوقات فراغت برای ریکاوری موجب پایین آمدن بهره‌وری افراد می‌شود. من مدیران زیادی را می‌شناسم که از علائق شخصی خود دست کشیده اند و وقتی برای توسعه فردی خودشان ندارند و یا زمانی برای تفریح در کنار خانواده شان ندارند. چرا؟ چون سرشان شلوغ است. چرا؟ چون همه کارها را خودشان باید انجام دهند. چرا؟ چون گرفتار وسواس مدیریتی هستند.

 3- در کنار مدیرانی که وسواس مدیریتی دارند، افراد دیگر هیچ مسئولیتی به عهده نمی‌گیرند و همیشه منتظرند تا آقا یا خانم مدیر بیاید و تصمیم بگیرد و پس از مدتی روحیه مسئولیت‌پذیری در سازمان به شدت کاهش می‌یابد.

من معتقدم بهترین و زیباترین یادگاری یک مدیر در سازمان این است که در زمان رفتنش چندین جانشین لایق و شایسته از همان سازمان یا همان واحد آماده برای آن جایگاه باشند. همانطور که بهترین میراث یک پدر یا مادر این است که فرزندش بدون او هم بتواند استوار و مستحکم‌، مؤثر و پر افتخار در جامعه ادامه دهد. افراد بهره‌ور هدف‌گذاری می‌کنند و برای رسیدن به اهدافشان از دیگران کمک می‌گیرند. شاید همه کارها عالی و بی نقص پیش نرود اما در عوض شما کلی وقت صرفه جویی کرده اید و با توجه به توانمندسازی و مسئولیت پذیری افرادتان، در نهایت برآیند و حاصلش مثبت خواهد بود.

چگونه باید وسواس مدیریتی را کنترل کرد؟

راهکار عملی آن هم این است که از همین امروز شروع کنید؛ شاید ابتدا مقداری آرامش ذهنیتان به هم بریزد، اما بعد از مدتی نتایجش را که ببینید، خیالتان آرام می‌شود؛ و این اصل را هم بدانید که افراد وقتی کاری را به آنها بسپارید احساس ارزشمند بودن و مؤثر بودن می‌کنند و انگیزه آنها افزایش می‌یابد. شاید لازم باشد برای آموزش‌های بیشتری در سازمان خودتان برنامه‌ریزی کنید اما باید به یاد داشته باشید که برای تغییر لازم است که شروع کنید...

پس نترسید و همین امروز شروع کنید...

در ادامه این مقاله توصیه می‌کنیم نگاهی به موارد زیر بیندازید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش