اول شادی، دوم کار

​ وضعیت معیشت به گونه‌ای شده که بسیاری از زنان و مردان مجبورند هر روز تا دیر وقت کار کنند و حتی در روزهای تعطیل و آخر هفته هم فرصتی برای استراحت و با هم بودن ندارند!

شاید در‌ این شرایط دم زدن از استراحت، تفریح، تعطیلات آخر هفته و گذران وقت با خانواده یا انجام فعالیت‌های مورد علاقه خودمان، مقداری نامأنوس و به دور از درک اجتماعی باشد؛ اما هر چه با خودم کلنجار رفتم دیدم نمی‌توانم راجع به نقش و تأثیر همین تفریح‌های کوچک در شادی و موفقیت شخصی و خانوادگی نگویم و ننویسم.

پس لطفاً اگر هنوز  در دل نگفته‌اید که‌: «ای بابا‌ این چقدر دلش خوشه!» ادامه مطلب را بخوانید:

شادی در خانواده

 

واقعیت‌ این است که یک آدم افسرده، مضطرب و یا نگران را خیلی راحت‌تر و ساده‌تر می‌توان مدیریت کرد تا یک آدم بهره‌ور که شاد، موفق، با عزت نفس و اعتماد به نفس است. می‌پرسید چرا؟ چون آدم بدحالی که دائماً در حال دویدن است؛ فقط جلوی پایش را می‌بیند. این دست از افراد همیشه درگیر روزمرگی هستند و با هر وعده و وعیدی، خیلی زود رام می‌شوند و دلایل دیگری از همین دست...

بنابراین کسی که شما را مدیریت می‌کند، اگر مدیر قوی و لایقی نباشد، بدش نمی‌آید که شما آدمی ناکارآمد باشید تا یک آدم بهره‌ور! حالا ‌این مدیر غیرقوی می‌تواند هر کسی باشد؛ از همسر گرفته تا روزگار! هر فرد یا سیستمی‌ که شما را در جایگاه ضعف و اندوه نگه دارد در واقع دارد کار خودش را برای مدیریت شما راحت می‌کند.

جالب‌ترین قسمت ‌این ماجرا ‌اینجاست که ما اصولاً غم‌ها و استرس‌ها و ... را به اوضاع اقتصادی، روابط خانوادگی و درس نخواندن فرزند و چنین مسائلی ربط می‌دهیم و خودمان را آرام می‌کنیم؛ البته آرام که چه عرض کنم، ما بیشتر خودمان را ساکت می‌کنیم؛ ساکت می‌شویم و باز بیشتر و تندتر می‌دویم. می‌دویم و باز می‌دویم...

به کجا؟ اصولاً خودمان هم نمیدانیم؟ اصلاً فرصت نداریم ببینیم به کجا؟ فقط داریم می‌دویم!

حالا پیشنهاد من چیست؟ 

من به شما پیشنهاد می‌کنم که امتحان کنید و برای مدتی روال زندگی خودتان را عوض کنید!!! اما می‌پرسید چگونه؟ جوابم به شما دو کلمه است: خیلی ساده

به جای ‌اینکه دائما در حال کار، گرفتاری، مشغله، مأموریت، انجام وظیفه، قول دادن به مدیر و مشتری و...  باشید تا بتوانید پولی به دست بیاورید و در کنار خانواده لذت ببرید و به آرامش برسید، چند وقتی برعکس فکر و رفتار کنید؛ یعنی اول برای خود، تفریحات، خانواده، روابط اجتماعی، اهداف شخصی و علاقمندی برنامه‌ریزی کنید تا بتوانید با انرژی بیشتر سرکار حاضر شوید و با انرژی بیشتری به همنوعان خود خدمت کنید.

شاید فکر کنید فرقی نمی‌کند و این روش چندان هم چاره‌ساز نیست؛ اما تفاوت اصلی در‌ اینجاست که ما آنقدر در روزمرگی غرق می‌شویم که دیگه رمقی برای شاد بودن نمی‌ماند. در حالی‌که در ‌روشی که من به شما پیشنهاد دادم، از همان اول درصدی از وقت و انرژی خودمان را به شادی خود و خانواده اختصاص می‌دهیم و مابقی آن را برای به دست آوردن پول، کار کردن و انجام تعهداتمان صرف می‌کنیم. دقیقا همان کاری که لازم است در مدیریت مالی داشته باشیم و به قول استادی عمل کنیم که می‌گفت:

از حقوقی که می‌گیری اول هزینه‌ها رو جدا نکن و بعد پس‌انداز کن؛ در واقع، اول پس‌انداز کن و بعد بقیه را هزینه کن.

پیشنهاد من هم درباره مدیریت زندگی این است که اول شادی دوم کار!

شادیرا به خانواده هدیه کنیم

 

باید آگاه باشیم که جامعه و روزگار، ما را پردغدغه و گرفتار  می‌پسندد و خیلی از ما را به کار معتاد کرده است بدون ‌اینکه خودمان بدانیم. شاید با خودتان فکر کنید که حاضرم یکی دو هفته این روش را امتحان کنم، اما از کجا باید شروع کرد؟

اگر تا ‌اینجای مطلب را خواندید و این سؤال برای شما پیش آمده، به شما تبریک می‌گویم، دستتان را می‌فشارم و صمیمانه می‌گویم: «دم شما گرم»، زیرا اولین قدم هر تغییر این است که وضعیت فعلی خودمان را بپذیریم و قبول کنیم که باید تغییراتی در رفتارها و سبک زندگی خودمان بدهیم.

پاسخ ‌این سوال خیلی ساده است: برای این تغییر باید از کارهای خیلی کوچک شروع کنیم؛ مثلا:

1- برای آخر هفته پیش‌رویک تفریح خیلی کوچک برای خانواده و خودتان برنامه‌ریزی کنید. اصلا لازم نیست این تفریح خیلی پر زرق و برق و به اصطلاح لاکچری باشد. تنها نیاز داریم چیزی را برنامه‌ریزی کنید که مورد علاقه شما باشد و خیلی به شما خوش بگذرد.

2- تلاش کنید که تلفن‌های کاری را کمتر پاسخ بدهید.

3- به فکر یک فعالیت مشترک با همسر و بچه‌ها باشید. معمولا ورزش یا آشپزی گروهی ایده خوبی می‌تواند باشد و یا انباری و پارکینگتان را سر و سامان بدهید.

4- نصیحت و پرخاش به همسر و فرزندان را به حداقل برسانید و از بحث‌هایی که می‌تواند تنش‌زا باشد دوری کنید.

5- در طول هفته تلاش کنید لااقل یک شب را با حضور همه اعضای خانواده ساعتی را صرف کنید. در طول این زمان تلاش کنید که موبایل،‌ آی‌پد، ‌ایکس باکس، تلویزیون و ... را کنار بگذارید و درباره یک موضوع مشترک با هم گپ بزنید. ‌این گپ و گفت اصلا نباید بوی نصیحت و متلک و ... داشته باشد و نباید کسی از کسی ناراحت یا عصبانی بشود.

نکته: شاید بسیاری از ما ندانیم که علايق همسر و فرندانمان چه چیزهایی هستند. نگران این موضوع نباشید و با استمرار در این راه و شنیدن حرف‌های همه اعضای خانواده کم‌کم به آنها می‌توانید نزدیک شوید و آنها را بیشتر بشناسید.

با ایجاد یک محیط شاد در خانواده که تنها با مقدار خلاقیت میسر است به راحتی می‌توانید خانواده و روابط خود را مدیریت کنید.

به خاطر داشته باشید که محیط شاد اولین قدم و پیش نیاز مسیر موفقیت است؛ موفقیت فردی، موفقیت خانوادگی، موفقیت سازمانی و موفقیت اجتماعی پیش‌نیاز یکدیگر هستند.

مدیریت خانواده

 

من به ‌این مطلب‌ ایمان دارم که تا شادی نباشد از موفقیت هم خبری نیست! با ‌اینکه در ابتدای مطلب گفتم که مدیریت بر افراد غمگین و خسته ساده‌تر است اما باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که هیچ مدیری با چنین افرادی به موفقیت نخواهد رسید!

برای به دست آوردن شادی ناامید نشوید. این کار خیلی ساده‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد.

باید باور داشته باشید که با داشتن شادی شخصیت شما زیر سوال نمی‌رود و اتفاقا تازه ‌می‌توانید معنای حقیقی زندگی را بچشید؛ یعنی به علایق خودتان بپردازید و محیط شادی را برای خود و خانواده‌تان فراهم کنید و از گذراندن وقت کنار آنها لذت ببرید. اثر شادی روی ذهن و جسم شما باعث می‌شود که در محیط کار هم موفق عمل کنید و درآمد کسب کنید.

اگر مدیر یک سازمان هستید توصیه می‌کنیم آموزش زندگی موزون را برای پرسنل خود تهیه کنید. 

 

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش