محیط حاصلخیز

بسیاری از ما برای دستیابی به موفقیت در تلاشیم. منظور از موفقیت، موفقیت فردی خود، فرزندان و خانواده یا سازمانی است که به آن تعلق داریم و در این راستا تلاش می‌کنیم و تمام راه‌های موجود را طی می‌کنیم. حتی اهدافی را برای فرزندان و یا کارکنانمان تعیین و تعریف می‌کنیم و برای دستیابی به آن اهداف، برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام می‌دهیم و منابع لازم را برای موفقیت آنها تهیه و تأمین می‌کنیم.  بسیاری از افراد، همه این کارها را برای خودشان و همسرشان هم انجام می‌دهند؛ در هر صورت فرقی نمی‌کند، زیرا بحث اصلی امروز من هدف گذاری و برنامه‌ریزی یا روش‌های دستیابی به اهداف نیست! بلکه فراهم کردن یک محیط حاصلخیز برای موفقیت است. این مقاله را تا انتها بخوانید تا نقش محیط حاصلخیز را برای رسیدن به موفقیت بهتر درک کنید.

 

نمی‌دانم شما تا چه اندازه به رشد و نمو یک گل یا یک گیاه دقت کردید؟ رشد یک گل علاوه بر رسیدگی‌های باغبان و تأمین منابع لازم، به خاک حاصلخیز هم بستگی دارد. علاوه بر آن نوع و گونه آن گل هم مهم است. یک گل هر چقدر هم در شرایط مناسبی قرار بگیرد، نمی‌تواند بیشتر از استعداد و ظرفیتش رشد کند. مثلا یک گل رز هیچگاه به اندازه درخت کاج قد نمی‌کشد و این کاملا طبیعی است و اگر هم با دستکاری بشر چنین اتفاقی بیفتد دیگر اسمش گل رز نیست مثلا شاید بشود درختچه رزکاج!

در خانواده و سازمان هم به همین شکل است. پدر یا مدیر نباید با هدف گذاری‌های سخت، نامناسب و بیجا، به دنبال موفقیت باشد. بلکه با فراهم کردن محیط حاصلخیز می‌تواند کمک کند که استعدادها شکوفا شود. همانطور که ذات گل اینطور است که به سمت خورشید قد بکشد، ذات انسان هم این است که به سوی کمال در حرکت باشد. در رسیدن به کمال باید در نظر داشته باشید که جایگاهتان کجاست و کنترل محیطی را که حاصلخیزی آن در دستان شماست پیدا کنید. یعنی باید بتوانید محیط خود را به درستی شناسایی کنید و برای حاصلخیزی آن اقدام کنید. برای مثال؛
اگر پدر یا مادر هستید باید محیط خانه را حاصلخیز کنید، اگر مدیر یک ساختمان هستید درباره محل زندگیتان باید اقدامی کنید یا حتی اگر رئیس یک قسمت هستید، واحد سازمانی مورد نظرتان را باید بهبود ببخشید.

ایجاد محیط حاصلخیز برای رشد

 

چگونه می‌توانیم محیط حاصلخیزی برای انسان‌ها فراهم کنیم؟
محیط انسان‌ها با سه ویژگی، حاصلخیز می‌شود:

  • شادی
  • امنیت
  • آرامش

این سه ویژگی می‌تاند باعث بروز استعدادها، رشد و موفقیت انسان‌ها شود. باید بدانیم که اصولا وقتی از شادی و امنیت و آرامش صحبت می‌شود، همه به یاد دولت، جامعه و یا محیط اجتماعی می‌افتند؛ اما به زعم من، این یک باور و تصور گمراه کننده است. درست است که شادی، امنیت و آرامش باید به صورت کلان و توسط دولت‌ها و حکومت‌ها ایجاد شود؛ اما این موضوع، مسئولیت ما را در خصوص محیط خودمان کم نمی‌کند مخصوصاً در شرایط فعلی کشور ما که متاسفانه به اشتباه، شادی را مغایر با دین در نظر می‌گیرند. حتی مردم ما بخاطر ترس از آینده، به شدت احساس ناامنی می‌کنند و بسیاری از فعالیت‌های خود را بر همین اساس رقم می‌زنند.  (همانطور که روزانه اخبار مربوط به رشوه، اختلاس، رانت و دزدی را بسیار می‌شنویم.)

به هر حال، وظیفه هر کدام از ما به عنوان مسئول محیطی که در اختیار داریم این است که شادی، امنیت و آرامش را در آن فراهم کنیم تا انسان‌های اطرافمان بتوانند در آن محیط رشد کنند، موفق شوند و به رفاه مورد انتظارشان برسند.

روش برقراری این سه ویژگی در محیط‌های مختلف، متفاوت است و بسته به شرایط، موقعیت و ارزش‌ها باید تعریف شود. اما چیزی که برای من مهم است و می‌خواهم در این مطلب با شما در میان بگذارم این است که باید در محیط خودتان روی این سه ویژگی بیشتر فکر کنید. برای روشن‌تر شدن موضوع به مثال زیر دقت کنید:
فرض کنید که پدر یا مادری در محیط خانه برای دستیابی به موفقیت‌های تحصیلی به فرزندان خود فشار می‌آورند. آنها باید برای پرسش‌هایی مثل سوالات زیر پاسخی داشته باشند:

  • آیا ما در خانه محیط شادی برای بچه‌هایمان فراهم کرده‌ایم؟
  • آیا فرزندان ما شادند؟
  • آیا از با هم بودن و کنار هم بودن لذت می‌بریم یا هر کدام از اعضای خانواده ترجیح می‌دهند ، تنها باشند؟
  • آیا محیط امنی را برای خانواده خود ایجاد کرده ایم یا بیشتر اوقات در ترس و نگرانی و اضطراب به سر می‌بریم؟
  • آیا به همدیگر احساس امنیت می‌دهیم؟
  • آیا خانه آرامی‌ داریم؟ (منظور از آرامش، عدم سر و صدا و یا شلوغی نیست بلکه آرامش خاطر است.)
  • آیا همسر و فرزندانم در کنار من آرام می‌گیرند؟ آیا من در کنار آنها به آرامش عمیق درونی می‌رسم؟
  • و سوالاتی از این قبیل....

این مثال را می‌توانید به موقعیت‌های دیگر نیز تعمیم بدهید. زیرا هر یک از ما در هر جایگاهی که هستیم می‌توانیم مشابه این پرسش‌ها را از خود بپرسیم، یک مدیر سازمانی راجع به سازمانش، یک شهردار راجع به شهرش و یک رئیس جمهور راجع به کشورش، می‌تواند برای این موارد، شاخص‌هایی را تعریف و آنها را کنترل کند. ما در هر جایگاهی که در آن مسئولیتی داریم، موظفیم که محیط حاصلخیزی برای عزیزانمان فراهم کنیم تا آنها بتوانند با خیال راحت و آسوده به علایقشان بپردازند و موفق شوند.

باید توجه کنید که به قدری این محیط حاصلخیز مهم است که حتی اگر در یک کشور پیشرفته و توسعه یافته زندگی کنیم اما نتوانیم محیط خانه یا سازمانمان را شاد و امن و آرام نگه داریم، نمی‌توانیم انسان‌ها را مدیریت کنیم و خیلی زود کنار گذاشته می‌شویم.

راه های رشد

 

اما چرا سیاست‌های جامعه، ما را از شادی دور کرد است؟

پاسخ این سوال بسیار ساده و در عین حال تکان‌دهنده است. زیرا مدیریت بر انسان شاد و سرحالی که از چیزی نمی‌ترسد، بسیار سخت‌تر از مدیریت بر انسان غمگین و افسرده و ترسوست. شاید بر همین اساس بوده که در نسل‌های گذشته اغلب پدران، فرزندان خودشان را از عاق والدین و خیلی موارد مشابه دیگر می‌ترساندند و یا حاکمان، شهروندان را با زندان تهدید می‌کردند یا حتی سیستم تربیتی ما بچه‌ها را از موجودات خیالی مانند جن و لولو و ... می‌ترسانده است.

در هر صورت باید بدانیم وقتی احساسات فرد را با ترس و نگرانی و  ناامنی و اضطراب برانگیزانیم، مدیریت بر او بسیار راحت تر و بی دردسرتر خواهد شد. اما مشکل عمده در این روش مدیریتی این است که در چنین محیط و جامعه‌ای اصولاً افراد رشد نمی‌کنند و توسعه ندارند و دائماً درجا می‌زنند و اگر فردی بخواهد رشد کند توسط سایر افراد مورد تمسخر قرار می‌گیرد و انواع تهدیدها و تهمت‌ها بر او سرازیر می‌شود.

تغیر شخصیت

 

 نتیجه‌گیری

اما در پایان می‌خواهم نظر شما را به دو نتیجه جلب کنم:

1- لطفا در صورتی که مسئولیت فرد یا افرادی بر عهده شماست، تلاش کنید تا با برقراری شادی، امنیت و آرامش، محیط حاصلخیزی را فراهم کنید و با صبوری و متانت به افراد اجازه دهید تا بتوانند بر اساس علایق و استعدادهایشان رشد کنند و موفق شوند. مطمئن باشید که به صورت فطری، انسان‌ها دوست دارند از حداکثر ظرفیتشان در مسیر کمال و موفقیت استفاده کنند. فراهم کردن بستر رشد، نشانگر بلوغ مدیریتی شماست که به افراد اجازه می‌دهد به روش خودشان رشد یابند و موفق شوند و تنها در این صورت است که خانواده و سازمان تحت مدیریت ما هم سریعتر و بهتر موفق خواهد شد.

2- به عنوان یک فرد، اگر پدر، مادر، همسر و یا مدیری دارید که شما را از طریق ترس‌هایتان مدیریت می‌کند، باید برای آینده خود یک تصمیم جدی بگیرید و در روابط خود تجدید نظر کنید. شما هم می‌دانید که روش تربیتی خانواده‌های سنتی اینطور بوده که عزت نفس بچه‌ها را به حداقل می‌رساندند تا بتوانند او را همیشه وابسته نگه دارند و مدیریت کنند؛ لطفاً نگذارید این روش‌های غلط در قرن بیست و یکم، شما را از پا در بیاورد. اصطلاحاتی مثل سوختن و ساختن و یا خیلی چیزهای مشابه دیگر از همین روش‌های تربیتی آمده و زندگی بسیاری از ما را تحت تاثیر قرار داده و ما را تبدیل به مردگانی متحرک کرده است.
اگر از جدایی، طرد شدن، ورشکستگی، آبروریزی، ازدواج، اخراج  آینده خود یا فرزندانتان می‌ترسید، معنایش این است که شما در محیط حاصلخیزی قرار نگرفته‌اید و حتما باید برای خودتان تصمیمی‌ بگیرید، کاری کنید یا  قدمی‌بردارید تا در ادامه زندگی، روزهایتان را با شادی و حال خوش سپری کنید و بتوانید احساس امنیت را تجربه کنید و با آرامش از وجود خودتان و محیطی که برای خود ساخته اید لذت ببرید. اگر در این مسیر نیاز دارید تا فردی به شما کمک کند، من می‌توانم با خدمات مشاوره در کنار شما باشم.

 

 

 

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش