در زندگی خود چه می‌‌فروشیم؟

هر یک از ما در زندگی خود در حال فروختن چیزی هستیم. از بارزترین نوع فروش؛ یعنی فروش محصولات و خدمات گرفته تا اعمال و تصمیماتی که برخی از افراد انجام می‌دهد. مثلاً یک نفر تنش را می‌فروشد، یکی برای برای کسب درآمد کلیه‌اش را می‌فروشد و حتی عده‌ای دین و اعتقادات خود را می‌فروشند...

در بسیاری از مواقع ما حتی متوجه نیستیم که چه چیزی را در زندگی می‌فروشیم. این موضوع اصلاً ربطی به جایگاه شغلی به سن و سال افراد ندارد. حتی بچه کوچکی که برای به دست آوردن لبخند و رضایت پدر و مادرش شیرین‌کاری‌های خودش را می‌فروشد. سوالی که در این اپیزود مطرح می‌شود این است که شما چه چیزی را در زندگی می‌فروشید؟ آیا به آن آگاهید؟ به مثال‌های زیر دقت کنید و زندگی خودتان را مورد بررسی قرار بدهید تا بدانید که شما برای ادامه زندگی در حال فروش چه چیزی هستید و آیا ارزشش را دارد؟

پسر نوجوانی را تصور کنید که برای به دست آوردن تایید دوستانش سیگار می‌کشد؛ بنابراین، او دارد سلامتی خودش را برای نزدیک شدن به دوستانش می‌فروشد.

خانم خانه‌داری را تصور کنید که برای به دست آوردن محبت همسر و یا منسجم نگه داشتن کانون خانواده، از علاقمندی‌های خودش می‌گذرد. در حقیقت، این افراد در حال معامله استقلال و آزادی خودشان هستند.

دختر نوجوانی که تن به ازدواجی ناخواسته می‌دهد تا رضایت پدر، مادر و سایر بستگانش را به دست بیاورد و یا فرهنگ قوم و قبیله خودش را حفظ کند.

بعضی از افراد سلیقه و ذوق خودشان را می‌فروشند؛ دکوراتوری را تصور کنید که سلیقه خودش را می‌فروشد تا پول به دست بیاورد.

بعضی از افراد مانند مشاورها وقت و دانش خود را می‌فروشند.

پزشکی را تصور کنید که برای یک عمل جراحی هفت ساعته، دانش، سلامتی و زمانی را که باید به خانواده‌اش اختصاص بدهد، می‌فروشد.

بعضی از افراد پول خودشان را می‌فروشند و یا با آن کاسبی می‌کنند.

افرادی هستند که جسارت خودشان را می‌فروشند. مثلاً کارآفرین‌‌ها در حال فروختن ریسک‌پذیری خودشان هستند.

آموزگاران دانش خودشان را به ما می‌فروشند.

حتی گاهی ما با معرفی دیگر افراد به دیگران در حقیقت داریم آبرو و اعتباری را که داریم می‌فروشیم و اگر فرد معرفی شده به وظایف و تعهدات خودش به خوبی عمل نکند، از اعتبار ما کم می‌شود.

فردی که تا دیر وقت در حال پاسخویی به مشتریان و خدمات دادن به آنهاست، در حال فروختن خواب، استراحت و خانواده خودش است.

افرادی هستند که وجدان خودشان را با دروغگویی برای به دست آوردن منافع و امتیازها می‌فروشند.

عده‌ای عزت نفس و هویت خودشان را با کار کردن در جایی که دوست ندارند می‌فروشند. این افراد معمولاً در محیط کار تو سری می‌خورند و یا از کار کردن لذت نمی‌برند. بعد از مدتی متوجه می‌شوند که دچار فرسایش شده‌اند.  

اینکه هر یک از ما مجبور به فروش چیزی در طول زندگی هستیم، اجتناب ناپذیر است؛ اما، نکته قابل اهمیت آن است که به این امر آگاه باشیم. بعضی از چیزها قیمت تمام شده و بسیار گزافی برای ما دارند ولی ما به قیمت پایینی آن را می‌فروشیم. اگر شما در محیط کار، اجتماع، خانواده و یا حتی روابط خودتان مشغول فروختن وقت خانواده، توان جسمی، روح، عزت نفس، ایده‌ها و تخصص خودتان هستید و متقابلاً حال خوبی به دست نمی‌آورید باید در این باره تجدید نظر کنید. 

هدف از این اپیزود این نیست که درباره زندگیتان تصمیم‌های انتحاری بگیرید یا به سرعت شغلتان را عوض کنید و در رابطه‌‌هایتان تجدید نظر کنید. تنها درباره این مسأله فکر کنید که اگر در جایی از زندگی حال خوشی ندارید، باید بسنجید که چه چیزی را به چه ارزشی فروخته‌اید و راه ‌حل‌ها را بررسی کنید. خیلی از اوقات ممکن است که با تکنیک‌های مدیریت تعارض و مهارت‌های ارتباطی موثر بتوانید این رابطه ‌را اصلاح کنید و مشکلی را که در زندگی پیش آمده اصلاح کنید.

 

 

همچنین این اپیزود را بشنوید در:

 

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش